به نام رب جلیل

 تلاشی برای رسیدن به شور و شعور

        حضور یک                   

 
ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/۱   کلمات کلیدی:

با نام حق

سلام

و مولا آمد

همانگونه که ولايت تفسير شد

و هدايت آغاز

آری غدير آمد

اما ظهور کی می آيد؟

بايد گفت که:

غدير و ظهور، ابتدا و انتهاى يك راه است. غدير، اجمال و ظهور تفصيل غدير است و بدين روى، انگشت اشارت هر يك به سوى آن ديگرى است. حضرت حق غدير را پديد آورد تا انسان را در بستر تعالى و تكامل قرار دهد؛ و در نهايت، سعادت و فلاح بشريت را در زمان ظهور رقم زند. بدون غدير، اسلام بى ‏منطق و محتوا خواهد بود و بدون ظهور، غدير تجليگاه جهانى و آرمانى خويش را نخواهد داشت و بدون اين دو، نظام تكوين و تشريع هيچ يك هدفمند و معقول نخواهد بود.
غدير يادآور عهد من و توست. عهدى كه سالهاست ما و پدران ما با همه وجود آن را پاس داشته ‏ايم. غدير داستان ديروز نيست. چراغى است كه امروزمان را مى ‏افروزد و ولايت ريسمانى الهى است كه هميشه و همه جا ما را به سوى خود فرا مى ‏خواند. آنكه به اين ريسمان الهى در آويزد از دنيا بگسلد؛ آنكه سايه پر مهر و بى بديل ولايت را بر سر گسترد، سر بر آستان هيچ كس جز خدا فرو نياورد. هر كه حق را با امام على، عليه ‏السلام، و اولاد طاهرينش، عليهم ‏السلام، بشناسد؛ در ميان قرائتهاى رنگ رنگ و پر فريب سرگردان نگردد و آنكه عهدشكنان غدير را بخوبى بشناسد، امروز نيز دست پر نيرنگ فرزندانشان را به يارى و بيعت در دست نگيرد.
غدير على، هنوز هم چشمه اى لبريز از آب حيات و دريايى موّاج از كرامتها و فضايل است. غدير دريايى از باور و بصيرت، در كوير حيرت و هامون ضلالت است، تا كام جان ها از آن سيراب شود. غدير، يك كتاب مبين است، سندى براى تداوم خط رسالت در جلوه امامت. غدير، براى تشنگان، چشمه زلال هدايت است، و براى ره گم كردگان، صراطى است كه به سنّت پيامبر منتهى مى شود. غدير، عيد ولايت است.

اگر امّت، غديرها را پاس بدارند، عاشورا هاى مظلوميت و كربلاهاى خون و شهادت پيش نمى آيد و خورشيد امامت، در محاق خلافت قرار نمى گيرد. امّت بى امام، و راه بى علامت و شب بى چراغ، كشتى بى ناخدا، دشت بى چشمه، و . . . قنات خشكيده و بى آب! . . . رهشناس تر از «مولود كعبه» كيست؟ و قاطع تر از «ابوتراب» و پسنديده تر از «مرتضى» و والاتر از «على» كدام است؟
غدير، نشان دادن خورشيد به گرفتاران ظلمت است. غدير، روز تكميل دين و اتمام نعمت است. غدير، «عيد الله اكبر» است، عيد آل محمد، عيد هواداران حق و وفاداران به پيامبر.
و ظهور، آخرين و شيرين‏ ترين مرحله طراحى آفرينش است. ظهور پايان همه ناكامى ‏ها و تلخى‏ هاى حيات انسانى است. تنها در زمان ظهور است كه حقيقت غدير براى بشريت جلوه‏ گر خواهد شد و انسان‏ها در خواهند يافت كه چقدر بدان محتاج بوده ‏اند. آنها در آن زمان در مى ‏يابند كه طعم شيرين حيات راستين انسانى در كوثر غدير نهفته بوده و لذت غدير نيز در زمزم زلال و گواراى ظهور تجلى كرده است. تنها در آن زمان وجدان مى ‏كنند كه انسان يعنى چه! و معناى جهان چيست؟
ساكنان باغ سبز و پر طراوت ظهور، تازه درخواهند يافت كه شجره طيبه آفرينش به بار نشسته است، گر چه باغبان مهربان از همان آغاز و در بيابان‏هاى گرم و سوزان سرزمين غدير بشريت را از كوير گرم و مهلك گمراهى و تباهى به سوى اين باغ حياتبخش دعوت كرده بود.

به اميد ظهور.