به نام رب جلیل

 تلاشی برای رسیدن به شور و شعور

        حضور یک                   

روز ارتش...
ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱/٢٩   کلمات کلیدی:

با نام حق

سلام

و امروز روز ارتش است روزی که بايد نماد اقدار و عظمت ما باشد

روزی که بايد توجه بيشتری به اين نهاد پايدار در همه عرصه ها

چه مادی و چه معنوی کرد

و ارتش را به معنی واقعی کلمه پاس داشت

اما چند کلمه ای در مورد اين واژه و گذشته هايش:

 واژه ارتش

 واژه ارتش به مجموع سپاهيان و قواي نظامي يک کشور گفته مي شود. اين کلمه بدين صورت اصالت ندارد و به صورت نادرستي از واژه پهلوي « ارتيشتر» به معناي سپاهي و لشکر، که ريشه آن کلمه اوستايي « رثه اِشتَرهَ » به معناي رزميان است گرفته شده است.

بايد به جاي ارتش، در معناي مفرد،ارتشتا و در جمع، کلمه ارتشتاران به کار مي رفت يا آنکه ارتشتاران را به صورت اسم جمع به کار مي بردند. ارتشتاران سالار (فرمانده سپاهيان) از مناصب عهد ساساني بوده است. با توجه به معناي واژگاني ارتش مي توان گفت که به مجموع سپاهيان و قواي نظامي يک کشور که براي نگهباني از تماميت ارضي و پاسداري از منافع ملي و ارزش هاي پذيرفته شده ملت، ايجاد شده است ـ در اصطلاح ـ ارتش آن کشور گفته مي شود.

 

 ارتش در تاريخ معاصر (قبل از انقلاب)

 برخي از شاهان ايران، در گذشته، ارتش هاي عظيمي ايجاد کردند که براي نمونه مي توان از پادشاهان ايران باستان، خاندان صفوي در قرن شانزدهم ميلادي و نادرشاه نام برد که به شبه قاره هندوستان حمله کرد و با سواراني که تعدادشان را حدود 160000 نفر تخمين زده اند دهلي را فتح کرد ولي بين اين دوره هاي قدرتمندي، فواصل زماني طولاني به چشم مي خورد که ايران ارتش منظم و قدرتمندي نداشته است؛ همچنين در اواسط قرن نوزدهم، ايران اصلاً هيچ ارتش آماده چشم گيري نداشته است. در سال 1914م. دولت فقط يک نيروي نا منظم و متزلزل پنج هزار نفري در اختيار داشت. واحدهاي نظامي ديگري که سلاح هاي بهتري داشتند، جدا از هم و زير نفوذ خارجي ها بودند. افسران قزاق روسي واحدي در شمال کشور برپا کردند. (سال 1911م) و افسران سوئدي يک ژاندارمري براي کنترل نواحي روستايي ايجاد کردند (سال 1911م) و انگليسي ها در جنوب ايران « تفنگداران جنوب ايران » را به وجود آوردند که نيرويي با فرماندهي افسران هندي بود (1915م). در حدود سال 1920 ميلادي تعداد اين نيروهاي سه گانه روي هم 22000 نفر بود. پس از انقلاب اکتبر 1917 روسيه، افسران انگليسي جاي روس ها را در بريگاد قزاق گرفتند و آنان بودند که رضاخان را به در دست گرفتن قدرت تشويق کردند (سال 1921م).

 

رضاشاه و ارتش

 در زمان رضاخان تا سال 1925 يک راتش واحد متحدالشکل 40000 نفري ايجاد شد و در سال 1926نخستين قانون نظام وظيفه عمومي تصويب شد. نفرات ارتش در سال 1930 به 80000 نفر رسيد.رضاخان دو مدرسه نظامي درتهران ايجاد کرد و افسران خود را براي آموزش به کشورهاي فرانسه، آلمان . شوروي فرستاد. وي همچنين در سال 1924 يک نيروي هوايي کوچک و در سال 1932 يک نيروي دريايي ايجاد کرد. رضاخان با استفاده از ارتش، هرگونه مخالفت با خود را در شهرها وروستاها سرکوب کرد و به اين طريق براي نخستين بار پس از دويست سال در تاريخ ايران، يک دولت مرکزي فراگير به وجود آورد.

 

محمد رضا شاه و ارتش

 در نظام ضد مردمي گذشته، سازمان ارتش بر اساس دفاع از استبداد و استعمار منطقه اي پي ريزي شده بود. اين ارتش تا بن دندان مسلح، مطيع نوکران آمريکايي بود. اصولاً ارتش ايران را مستشاران نظامي آمريکا سازمان دهي مي کردند و آن را براي اهداف وزارت جنگ آمريکا شکل مي دادند. ارتش ايران اهرمي نيرومند براي اجراي طرح ها و اهداف توسعه طلبانه و غارتگرانه منطقه اي آمريکاييان بود.

 شاه عنصري خودباخته و بي اراده بود، فرماندهي قواي سه گانه را به کساني مي سپرد که در نوکري اربابان خارجي، ترديدي نداشته باشند. فانتوم هاي ايران در جنگ هاي ظفار به نفع سلطان قابوس به طور منظم حضور مي يافتند و در همين حال شاه و فرماندهانش به تشريفات نظامي سرگرم بودند و خواب و خيال هاي افسانه اي سلطه بر منطقه و احياي شکوه و عظمت شاهان ستمگر پيشين را در سرمي پروراندند. شاه در سمت فرماندهي کل قوا بيشتر با اونيفرم نظامي ظاهر مي شد و در بسياري از رژه ها ومراسم اعطاي سردوشي افسران شرکت مي کرد. از سوي ديگر تمام سربازان و افسران ارتش نيز به سه چيز ـ خدا، شاه، ميهن ـ سوگند مي خوردند و در دوران آموزشي پيوسته به آنان گوشزد مي شد که بايد به شاه وفادار باشند و بکوشند که شکوه و عظمت ايران باستان را تجديد کنند و البته اين شکوه و عظمت نيز دراساطير ايران به گونه اي جدا ناپذير به نهاد سلطنت پيوند مي خورد. شاه بر ارتش تکيه داشت و درضمن مراقب آن بود. مکانسيم کنترل شاه بسيار نافذ و همه گير بود. وي هفته اي دو روز، صبح ها را به ديدار با فرماندهان نيروي نظامي اختصاص مي داد، ولي نيروهاي سه گانه اجازه نداشتند، جز ازطريق « بزرگ ارتشتاران » يعني شاه با يکديگر تماس بگيرند. هيچ ژنرالي نمي توانست بدون اجازه شاه به تهران بيايد يا با ژنرال ديگري ديدار کند. وي بارها فرماندهان عالي رتبه را عوض کرد تا نتوانند براي خود پايگاه هاي قدرتي ايجاد کنند. شاه از يک پليس سّري شخصي به نام   «سازمان شاهنشاهي» و همچنين «واحد اطلاعاتي نظامي» رکن 2، براي نظارت بر افسران استفاده مي کرد. 

 

 ژاندارمري منطق

 در سال 1968، دولت انگلستان اعلام کرد که تا اواخر سال 1971 نيروهاي خود را از منطقه خليج فارس خارج خواهد کرد و دولت ايران نيز آشکارا اعلام کرد که مصمم است جال خالي نيروي نظامي بريتانيا را در اين منطقه پرکند. بنابراين از آن زمان، خليج فارس و منطقه شمال اقيانوس هند به صورت بزرگ ترين مسئله طرح ريزي هاي دفاعي ايران درآمد.

 خريد بي رويه تسليحات

 در سال 1972 که نيکسون از تهران بازديد کرد، بر اساس يک موافقتنامه سري، اجازه داد که دولت ايران هر نوع اسلحه غيراتمي که مايل است از آمريکا خريداري کند. نيکسون به ويژه موافقت کرد که هواپيماهاي جنگي اف 14 و اف 15 که در آن زمان پيشرفته ترين هواپيماهاي جهان بودند به ايران فروخته شود. در اواخر سال 1973 کشورهاي عضو اوپک قيمت نفت را به نسبت پنج برابر افزايش دادند. به اين ترتيب، درآمد ايران ناگهان چند برابر شد و با چنين پول هايي ظرفيت خريد اسلحه و مهمات نيز افزايش يافت. اين دو عامل دست به دست هم دادند و بزرگترين رونق فروش اسلحه را در تاريخ جهان پديد آوردند. ايران در اواسط دهه 1970 به بزرگترين خريدار اسلحه و مهمات آمريکايي در جهان تبديل شد و مبلغ کل فروش اسلحه آمريکا به ايران در سال 1972 ـ 1976 به 4/14 ميليارد دلار رسيد ودولت ايران در برنامه پنج ساله خود (78ـ1973)، 31 درصد کل در آمدهاي پولي خود را به مخارج نظامي اختصاص داد.

با اين وصف بايد قدر ارتش خود را بدانيم نه؟

ببخشيد که طولانی شد

*لازم به ذکره که منابع نزد من موجود است.

 يا حق