به نام رب جلیل

 تلاشی برای رسیدن به شور و شعور

        حضور یک                   

جملاتی چند
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٢/٢٦   کلمات کلیدی:

با نام حق

سلام

مدتی ننوشتم

از مطالب مهم و در خور توجه بسيار مثل

روز فردوسی

تا علت ننوشتن ...

مدتی بود در موسسه شهر آفتاب مذکور فعاليتم به اوج رسيده بود

و در قم نيز ماندم

و صحنه های جالب و عبرت انگيزی را چون اين صحنه مشاهده کردم:

جوانی با ظاهری آن چنانی در حرم مطهر نشسته بود گريه می کرد

و عجب صدای دلنشين و نوای گرمی داشت

مدتی که گذشت و آرام شد

سلامی کردم و جلو رفتم و گفتم : فضولی می شود

می توانيد بگوييد چگونه ايد؟

گفت دردی عجيب دارم آمده ام از حضرت معصومه (س) کمک بگيرم

ناگاه از زبانم پريد که : با اين گردنبند طلا؟

و او به سرعت ان را در اورد و گفت :

اگر حالم خوب شود اين را نذر فقرا می کنم

و اين را به راستی می گفت

واقعا جوانان ما دلی صاف دارند...

به زودی باز هم  به لطف حق می نويسم

يا حق