به نام رب جلیل

 تلاشی برای رسیدن به شور و شعور

        حضور یک                   

آن شب در اتوبوس...
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/۱٠   کلمات کلیدی:

با نام حق

سلام بر شما

قبلا گفته بودم از جوانی می نويسم ...

بله آن شب در اتوبوس  و هنگام بازگشت از قم دوستی را ديدم

به نام : سهيل

*او چند زيان زنده ی دنيا را بلد بود

*اميد خوبی به آينده کشور داشت

*در خارج درس می خواند و لی می خواست به کشور برگردد

*بسيار ساده و خوش مشرب بود و...

اين صفات برايم بسيار جالب بود و به آينده ی کشورم اميدوار شدم

از او آدرس پست الکترونيکش را گرفتم

تا لااقل مجازا ارتباط داشته باشيم

اميد آنکه حق اين جوانان را توفيقی مضاعف فرمايد

آمين