به نام رب جلیل

 تلاشی برای رسیدن به شور و شعور

        حضور یک                   

درس مقامات معنوی!
ساعت ٥:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/٢٢   کلمات کلیدی:

با نام حق

سلام بر شما

دیشب شبی بزرگ و ارجمند برایم بود

در جلسه ای شرکت داشتم در محل یک خانه قدیمی اردکانی (خانه تقدیری ها)

گرچه بارها  در این جلسه شرکت کرده بودم ولی این بار گوئیا متفاوت بود

شاید به خاطر غزل بلند و پر مغز حافظ بود که این چنین احساس بلندی جمع را در بر گرفت

جلسه ای که احمد هاتفی اردکانی با تواضع تمام درآن

 راهبری می کند و دیگران کمک کار او

او فوق لیسانس زبان شناسی است و بسیار دانشمند.

به هر حال درسهای عظیمی بر گرفتم و گویا فضا چنان مساعد بود

 که تمام معانی بلند این غزل وجودم را فرا گرفت

و درسی شد بلند

همان

درس مقامات معنوی

بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوییعنی بیا که آتش موسی نمود گلمرغان باغ قافیه سنجند و بذله گویجمشید جز حکایت جام از جهان نبرداین قصه عجب شنو از بخت واژگونخوش وقت بوریا و گدایی و خواب امنچشمت به غمزه خانه مردم خراب کرددهقان سالخورده چه خوش گفت با پسرساقی مگر وظیفه حافظ زیاده دادمی​خواند دوش درس مقامات معنویتا از درخت نکته توحید بشنویتا خواجه می خورد به غزل​های پهلویزنهار دل مبند بر اسباب دنیویما را بکشت یار به انفاس عیسویکاین عیش نیست درخور اورنگ خسرویمخموریت مباد که خوش مست می​رویکای نور چشم من بجز از کشته ندرویکآشفته گشت طره دستار مولوی

چند دریافت:

* دربیت نخست همه ی اسطوره های قدیم جمع شدند تا بانگ معنا را بشنوند

*باید نکته سنج بود و ان جز نکته ی توحید نیست

*آن که در مکنت است لزوما در آرامش نیست . ناراحت نباش!

*به دنیا دل مبند و فکری برای این کشته ی دنیایی کن

و...

الحمدلله