چند نکته ی از امروز

با نام او

سلام

الان تقریبا نیمه شب شده و من خیلی خسته ام اما

عشق به نوشتن و وبلاگ نمی گذاره که ننویسم

امروز تو شهر ما راهپیمایی عظیمی بود

 مثل این که همزمانی شب قدر و شب جمعه اثر خودش رو بخشیده بود ...

زیادنخوابیم و باز هم رفتیم سری به مزرعه پسته زدیم و کمی برداشت کردیم

البته دیگه تموم شد...

خدا رو شکر محصول امسال خیلی خوب بود.

گرچه که ما زیاد زمین پسته نداریم...

عصر هم در گیر مسابقه ی معرفت بودم و ساماندهی ثبت نام اینترنتی این مسابقه 

بعد از افطار به جلسه نورانی قرائت قرآن رفتم و این آیه تلاوت شد

از سوره ی زمر که :

و اذا مس الانسان ضر دعا ربه منیبا ....

که مضمونش در مورد اینه که :

آدم وقتی گرفتار می شه یاد خدا می افته ولی وقتی گرفتاریش

 برطرف می شه دیگه انگار نه انگار... آموزنده بود

بعدش هم اندکی از بهجتی شفق عزیز صحبت شد

که انسان وارسته ای بود و دنبال مقامات دنیایی نرفت

 وگرنه می شد که الان اسمش سر زیونها باشه....

ببخشید پر حرفی شد فکر کردم می شه از این نوشته درسی گرفت

برای همین نوشتم

التماس دعا

فعلا خدا نگه دار

/ 1 نظر / 4 بازدید
deydley

بله درست ميفرمائيد كاشكي هميشه به ياد خدا باشيم البته وقتاي درد و غم هيشكش به غير از خدا به داد آدم نميرسه كسي به غير از اون به حرفاي آدم اينجوري گوش نميده ولي كاشكي هميشه به يادش باشيم و يه خصوص شاديامون رو با خدا قسمت كنيم